حادثه ای برای خرداد بسازیم

روزهای خرداد را ورق می زنیم.خرداد حادثه خیز.در لابلای صفحات آن تصویر زن یا مردی را می بینیم که آزادگی را فریاد می کشد.خرداد سرشار از التهاب.التهاب حرفهای نگفته و چشمهای منتظر.دلهای بیقرار.خرداد سرشار از خاطره.اغلب تلخ ولی ریشه دار.

امروز در میانه خردادی دیگر نمیدانم از کدامین خاطره بنویسم.از کدام یار.از نسرین….از ندا…ازامیر…از سهراب…از اشکان. ..از حسن…از زندانی کوچه اختر…از زندانی میله های سرد اوین…از زندانی دیباجی شمالی…از قرچک…

از تو می نویسم.از حس خوب آزادی که دو سال پیش مرا به تو و تو را به همه یاران سبزمان پیوند داد.هنوز هم گذر این پیوند را در زیر پوست این شهر استبداد زده حس می کنم.در نی نی چشمان انسانهایی که آزاد آفریده شدند ولی همه جا به بند کشیده شدند.از آن زنجیره بزرگ انسانی که انسانیت را فریاد می کشید.از روزهایی که پر از التهاب بودند و بغض فرو خورده.از تو می نویسم.از تو که سرشار بودی از حس خوب آن  روزها. زاده شدی تا آزادی را زندگی کنی ولی روحت اسارت زندان تن را نیز تاب نیاورد.تویی که کوچیدی از این سرزمین، زودهنگام تا خرداددیگری را شاهد نباشی.و من ماندم…با یاد تو و خاطراتت.با تصویر مشتهای گره کرده ات .اما یاران  سبز بیشمارند . دیر نیست روزی که از کوچه های این شهر سر برآوریم و ویران کنیم کاخ اهریمنان را.دیر نیست آن روز . روزی که حادثه ای دیگر بسازیم برای خرداد.حادثه ای از جنس ما.

ای عزیز دورازدیدار یادت را گرامی میدارم وچشم به راهت هستم هموطن

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s