به نام خوب آزادی

دوباره از تو می نویسم.میدانم که الان متهم میشوم به بت سازی و شخص پرستی وخودباختگی فکری و هزار انگ دیگر.میدانم که الان متهم می شوم به دیدن عکس تو در ماه و باز از من می پرسند از اعدامهای دهه شصت چه خبر؟همه را می دانم.ولی برایم مهم نیست.نوشتن آرامم می کند.نه آنکه آنقدر شیفته باشم که نفهمم و بیفتم دنبال دلم.نه.هرگز عاشق نبوده ام ولی گاه حسی فراتر از عاشق شدن مرا می کشاند به این وادی.به این وادی نفس گیر. به آنجا که آنروزها  گم کرده ام را در لابلای کلمات و عمق نگاهت جستم ویافتم .برای من که دل بریده بودم از همه چیز ،غنیمت بود .تنها چیزی که میدانم این است که در این وانفسا تو یک روزنه بودی برای من و شاید برای خیلی ها. من هنوز هم از آن روزن نفس می کشم

 باز آمدند، دیواری کشیدند بر این روزن به سیاهی دلهایشان و جوشش دادند به جگر سوخته ما.سوختیم ولی باز هم نفس کشیدیم از همان روزن که نابخردان نفهمیدندبه هیچ دیواری مسدود نمی شود.این روزن یک اندیشه است که می زاید و می پرورد.هر روز و هر لحظه در درون من، در درون ما. گمان کردند که حصرش کردند و تمام شد و فراموش خواهد شد وباز نفهمیدند که آنکه بر دلها حکومت می کند فراموش نخواهد شد

من می نویسم تا بدانی به یادت هستم تا بدانی که می دانم 135 روز گذشت.تا بدانی دلم برایت تنگ است ای همراه روزهای سبز.می نویسم برای تو و برای همراهان دیگر نیز که به جرم دوست داشتن مرام تو به بند کشیده شدند می نویسم تا بدانند که می ستایم ایستادگیشان را .قلم تنها سلاح من است در این پیکارنا برابر و تا آن لحظه که بتوانم می نویسم از تو ای همراه محصور.می نویسم از شما ای همراهان پای در زنجیر و باکم نیست از هیچ حصاری.می نویسم از نام خوب آزادی تا روزی که برآید

.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s